تبليغاتX
اینجا دنیای خیال است و آرزو

اینجا دنیای خیال است و آرزو

من و آقاي عشق

بالاخره ماه رمضان هم رسید ...

 

تا این لحظه که ۶ ساعتش

 

 گذشته عادیه نه تشنگی نه گرسنگی ...

 

مونده ۱۰ ساعت دیگه ...

 

 یکی دو روز که بگذره عادی میشه

 

 امیدوارم هوا خنک تر شه امروز که خیلی گرمه

 

 دقت کردین ماه رمضان یه آرامش عجیبی با خودش میاره ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 12:11  توسط من  | 

مرا این گونه باور کن

کمی خسته....

کمی تنها.....

کمی از یادها رفته.....

کمی.....

 

کمی باور کردنم سخته....

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 19:5  توسط من  | 

بار خدایا باز دل به یاد تو فغان می كند.
نمی دانم در جستجوی تو دیرینه كتاب كهن تاریخ را مطالعه كنم یا چشم بر صفحه آسمان بدوزم؟
دل را به یاد موهبتهای تو آرام كنم یا به تعریف آفریده هایت؟
خدایا، گاه كه از همه نا آدمیها خسته می شوم یاد تو تحمل زیستن را برایم آسان می سازد.
خدایا عشق زیباست اما كدامین عشق پرشور تر از عشق به توست كه یادت قلبها را به اوج لذتها می رساند و مرگ را زیباترین پدیده ها می سازد.
خدایا، شرم مرا از آن باز می دارد كه از تو چیزی بخواهم چرا كه هر چیزی را قبل از آنكه بخواهم به من داده ای.
اما خدایا سه چیز را از كسی كه آفریدی دریغ مدار كه تا زنده ام توان خواندن نماز ایستاده را داشته باشم، كه عشقت از دلم بیرون نرود و آن زمان كه مرا خواندی در راه تو باشم.
ای محبوب من، ما را پاك بگردان، پاك بمیران و پاك محشور بگردان كه تو رب العرش العظیمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 12:23  توسط من  | 

دید کوتاهم راببخشای!

 

بانگاهی گذرا ،بانگاهی هرچندکوچک ازدیده ی خود،غیرازتورامی بینم ؛چه زودفراموشت می کنم!اماتوچه؟زودفراموشم میکنی؟توچشم می پوشی، بنارابرکوچکی من ،بردید کوتاه من می گذاری .وای که چه قدر،قدرت رانمی دانم؛چشم پوشیدن هاازطرف توست وبی وفایی ازمن!

توچه هستی؟اگرگویم مهربان آیا مهربانی رافهمیده ام ؟نه!چشم پوشیدن های توونعماتت رانمی توان بامهربانی وصف کرد ،وای که هیچ کلمه ای را یارای این وصف تو نیست .

بیست سال دراین دنیا زندگی کردم ودانستم توهستی،اماآیافهمیدم«تو»یعنی چه؟!

آیافهمیدم«ازکجا آمده ام آمدنم بهرچه بود ... به کجا می روم آخرننمایی وطنم»یعنی چه؟!

آری ،چیزی گذراوبی معنی ،خشک وبی روح.اماآیا به دنبالش بودم که مفهومش چیست؟

بیست سال(7300روز)زندگی کردم اما ایاازخودم پرسیدم که چه میخواهم؟کجامی روم؟نه نپرسیدم !یااگرهم پرسیدم آیا جوابش رایافتم؟نگوکه یافتی !که یافتن من راه راروشن نساخت وچراغی برای این راه نشد!چه دانستنی که حتی ذره ای روشنایی رانیافتم !ازتومی خواهم که راه رابرایم روشن سازی فهمیدن را برایم بازکنی ،که دستم را حتی برای لحظه ای رهانکنی که جزتوکسی رانمی شناسم که یارای یاری رساندن به من باشد.

                                                    

                                                   ربنالاتزغ قلوبنا بعداذهدیتنا.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 20:16  توسط من  | 

سلام خوبین دوست جونیام میخوام درد دلامو بنویسم شاید سبک شم چن وقته ننوشتم یعنی نوشتم ولی تو دفترم نوشتم از کجا شروع کنم از زندگی خوابگاهی .

هم اتاقیام خوبن فقط یکیش گاهن اعصابمو داغون میکنه رو رشته رشته اعصابم راه میره .تو خوابگاهم مشغولی زیادی ندارم گاهن میدرسم بقیه رو یا میخوابم یا کتاب میخونم.باشگاهم میرم اونروز یه دست فوتبال زدیم خیلی با حال بود فوتبال برره ای. امروز صبح رفتیم بازار کلی خرید کردیم 2 روز تعطیلی رو هیچی هیچی نخوندم خدا خودش کمک کنه تو امتحانام نمی دونم چی کار کنم.اونروز تو دانشگاه پسرا نمایشگاه روز دانشجو زده بودن ما ها شب اخر وقتی رفتیم یه خرده چیز میز نوشتیم زدیم رو در نمایشگاه ولی اصلا سر و صدا نداشت یعنی بدون توجه برداشتن انداختن سطل اشغال.دیروز تا شب ساعت سه و نیم بیدار بودیم.داشتیم با مهسا و سحر هم اتاقیام میحرفیدیم اخر سر خسته شدیم رفتیم بخوابیم.

صبح هم ساعت ده بیداریدم رفتم بازار.

فک کنم من یه خرده مغزم اشکال پیدا کرده تو این همه تعطیلات نرفتم خونه دلم واسه خونمون تنگیده ایشاللا واسه تاسوعا و عاشورا بلیط گرفتم برم.الان دقیقا 18 روز مونده تا برم خونه.وقتی اومدم بنویسم نمی دونستم چی بنویسم ولای نگو من دلم پر حرفه .دیگه خسته شدم.رفتم بای بای

 در میان مخلوقات جهان موجودی که برای کبوتر شدن افریده شده کرکس نمی شود این خصلت در میان هیچ یک از مخلوقات دیده نمی شود مگر ادمیان.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 16:8  توسط من  | 

خداي من

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغة دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی... من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم
گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟
گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.
گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟
گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.
گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی و حرف بزني. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها اینگونه شد تو صدایم کردی.
گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟
گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم.
گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت ...
گفت: عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت....
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 12:11  توسط من  | 

اطلاعاتی درباره آنفلوانزای خوکی

این مطلب رو تو سایت یاد داشت های یک دانشجوی پزشکی دیدم گفتم منم بذارم شاید به درد یکی بخوره ما هم یه ثوابی ببریم.

اطلاعاتی درباره آنفلوانزای خوکی

آنفلوانزای خوکی چیست ؟
بیماری آنفلوانزا ناشی از ویروس تیپ A  و زیر گونه (H1N1) می باشد .این ویروس موجب بیماری در خوک ها می گردد و      می تواند اپیدمی های وسیعی در بین خوک ها شود . این بیماری ازسالیان قبل شناخته شده و بسیاری از کشورها به صورت معمول خوک‌های خود را در مقابل آن واکسینه می‌کنند.
آنفلوانزای نوع A یک بیماری حاد دستگاه تنفسی است که به شدت مسری می باشد . این ویروس ابتدا در خوک شناسایی شده است، به همین علت به نام آنفلوانزای خوکی معروف است . ولی امروزه در اثر جهش ژنی ، ویروس قادر است انسان را نیز بیمار کند .

علائم بیماری :
 علائم شایع بیماری شامل تب بیشتر از ۳۷٫۸ درجه سانتیگراد ، بی حالی ، بی اشتهایی ، آبریزش بینی ، سرفه ، گلو درد ، درد عمومی بدن ، سر درد ، لرز ، ضعف ، تهوع ، استفراغ و اسهال می باشد .
به طور کلی طیف علائم بالینی از فرم بدون علامت تا علائم پنومونی شدید و حتی مرگ متغیر است .در۹۸%موارد بیماری به صورت خفیف بروز میکند ودرمان سرپایی است وتنهادر۲%مواردبیماری به صورت شدید رخ می دهدو بیماران نیاز به بستری دربیمارستان دارند.

 علایم شدید  بیماری

علائم فرم شدید بیماری در بالغین :
 تب بالا بمدت  طولانی (بیش از ۳ روز) خصوصاً‌ اگر همراه حال عمومی بد باشد
 تنگی نفس
 نشانه های تنفسی مشکل
 درد یا احساس فشار در  قفسه سینه یا شکم
 سرگیجه ناگهان
 گیجی
 استفراغ شدید یا مداوم
 در ابتدا علائم آنفلوانزا بهبود یابد ولی ناگهان تب  و سرفه شدید عود کند
علائم فرم شدید بیماری در کودکان:
 نشانه های تنفسی مشکل(تنفس تند یا نفس دشوار)
 تغییر رنگ کبود یا خاکستری پوست
 عدم نوشیدن مایعات به میزان کافی
 استفراغ شدید یا مداوم
 اختلال سطح هشیاری (کودک به دشواری قابل بیدار کردن باشد یا اساساً نتوان وی را بیدار نمود)
 عدم تمایل برای بازی کردن یا عدم تعامل کودک با اطرافیان
 تحریک پذیری شدید
 در ابتدا علائم آنفلوانزا بهبود یابد ولی ناگهان تب  و سرفه شدید عود کند

راههای انتشار ویروس :
ویروس از طریق قطرات ریز تنفسی از بینی و دهان شخص آلوده به هنگام عطسه و سرفه کردن پخش میشود . چنانچه شخصی هنگام عطسه و سرفه کردن ازهیچ پوشش ویا دستمالی استفاده نکندودستهایش به ویروس الوده شود ،به این طریق سطوحی چون دستگیره در،صفحه کلید کامپیوتر،تلفن همراه وتلفن عمومی و ……….   به راحتی آلوده خواهند شد .
ویروس هنگام عطسه و سرفه در هواو به روی اجسام اطراف تا فاصله ۲ متری پخش می شود . دست در اثرتماس با اجسام آلوده به ویروس آلوده می شود و اگر شخص دست آلوده خود را به چشم ، دهان ، یا بینی بمالد درواقع ویروس را وارد بدن خودش کرده و به بیماری مبتلا می شود .

راههای انتقال بیماری :

۱- تماس مستقیم : از طریق ترشحات دستگاه تنفسی فرد بیمار هنگام سرفه و عطسه ۲- تماس غیر مستقیم : از طریق تماس با اشیاء آلوده به ویروس

توصیه های بهداشتی جهت پیشگیری از آنفلوانزای خوکی:

راههای پیشگیری از ابتلا وگسترش بیماری آنفلوانزا:
۱-شتشوی مکرر دست با آب وصابون ۲-هنگام عطسه وسرفه دهان وبینی خود را بپوشانید. ۳-ازانداختن دستمال کاغذی های مصرف شده در محیط ومعابرعمومی خوداری نمایید. ۴-از روبوسی ودست دادن با دیگران خودداری نمایید. ۵-هنگام بیماری ار دست زدن به چشم ها وبینی خودداری نمایید. ۶-هنگام بیماری به اندازه کافی استراحت نماییدو تا بهبودی از ورود به مکانهای شلوغ (مدارس ، محل کار و…)خودداری گردد. ۷-هنگام بیماری تغذیه مناسب داشته باشید.

-از تماس نزدیک ( حداقل یک متر ) با افراد بیمار خودداری نمایند

-از حضور در مکان های پر تردد و شلوغ حدالامکان خودداری کنند

-در صورت  بروز علائم تب ، سردرد ، گلودرد ، سرفه ، دردهای عصلانی( کوفتکی بدن) بلافاصله به پزشک مراجعه کنند.

دوره کمون و سرایت پذیری بیماری آنفلوانزای جدید چگونه است ؟
 دوره کمون ( نهفتگی ) بین ۱تا۳ روز می باشد و بیماران از ۲۴ ساعت قبل از بروز علائم تا یک هفته بعد از بروز علائم واگیر دار هستند و می توانند بیماری را به سایر افراد منتقل نمایند .


* چه کسانی بیشتر در معرض خطر عوارض این بیماری می باشند ؟
افراد بالای ۶۵ سال ، کودکان زیر ۵ سال ، زنان باردار و افراد دارای بیماریهای مزمن مانند بیماران دیابتی ، فشارخون بالا ، بیماران قلبی ، بیماران آسمی و … بیشتر در معرض خطر عوارض این بیماری هستند و موارد مشکوک در این گروه ها باید به پزشک جهت معاینه و شروع درمانهای لازم ارجاع گردد .

آیا بیماری آنفلوانزای جدید از طریق خوردن منتقل می‌شود؟
ویروس این بیماری در محیط زیاد دوام نمی آورد و معمولا” پس از چند ساعت از بین می رود ، البته هر چه محیط سردتر و مرطوب تر باشد دوام ویروس در محیط بیشتر خواهد بود . تا کنون انتقال بیماری از طریق خوردن و آشامیدن گزارش نشده است . این ویروس در مقابل حرارت حساس بوده و در اثر بختن از بین می رود و به مواد ضد عفونی کننده مانند الکل ، بتادین و مواد سفید کننده مانند وایتکس حساس می باشد و به راحتی از بین می رود .

واقعیت این هست که طبق محاسباتی که انجام شده در دو سال آینده در ایران 21 میلیون نفر به این بیماری مبتلا می شوند به تعبیری احتمالا در هر خانواده یک نفر.پس ضرورت دارد که اصول مراقب از عزیزان بیمارمون رو بدونیم همچنین افرادی که بیمار می شوند چگونه از انتقال این بیماری به دیگران جلوگیری کنند

در صورت ابتلاء به علائم این بیماری برای جلوگیری از سرایت به دیگران چه کنیم ؟
• حتی الامکان در مدت بیماری در منزل بمانند و استراحت کنند .
• در صورت نیاز به ترک منزل و در زمان حصور در اماکن شلوغ از ماسک تنفسی استفاده کنند .برای این منظور استفاده از ماسک های معمولی ( ماسک های جراحی موجود در داروخانه ها ) کفایت می نماید و باید توجه کرد از ماسک باید به صورت محدود استفاده کرد و حداکثر هر یک ساعت و یا در ضورت مرطوب شدن در اثر تنفس می بایست تعویض گردد .
• از تماس دستهای آلوده با چشم ، دهان و بینی خوداری کنند.
• از تماس دستهای آلوده با سطوح و وسایل مشترک( دستگیره دربها ،…. ) خودداری گردد.
• سطوح آلوده را می توان با محلول وایتکس (۱۰% ) رقیق یا الکل ۷۰ درجه ضد عفونی کرد.
• آداب تنفسی  رعایت گردد ( موقع عطسه و سرفه با استفاده از دستمال کاغذی جلو دهان خود را بگیرند )
• دستمال های کاغذی آلوده را بصورت صحیح دفع شود(انداختن در ظرف زباله درب دار  یا قرار دادن داخل پلاستیک  و بستن درب پلاستیک سپس قرار دادن در ظرف زباله )
• از روبوسی با سایرین خودداری گردد.
• از دست دادن با دستهای آلوده به دیگران خوداری گردد.

اصول مراقبت
نحوه مراقبت از فرد بیمار :

*بیمار  را در تاق جداگانه نگهداری کنیم.
*در اتاق را ببندید.
*به جز موارد اضطراری اجازه خروج از اطاق ندهید خصوصا وقتی تب دارد و امکان سرایت بیماری بیشتر است.
*اگر نیاز شد که فرد مبتلا مثلا برای درمان منزل را ترک کند بایستی موقع سرفه و عطسه از دستمال کاغذی استفاده کرده و سپس آن رادور  بیندازد .
* اگر لازم شد فرد بیمار در محل مشترکی با سایر اعضا خانواده قرار گیرد حتما از ماسک جراحی استفاده کند.
* اگر ممکن است دستشویی مجزایی داشته با شد ،که این هم روزانه با مواد ضد عفونی تمیز شود.
با دیگر اعضا خانواده چکار کنیم؟
*افراد دیگر نباید به ملاقاتش بیایندمگر با پوشش های مناسب.بهتر است تلفن بزنند.
*خانم حامله را برای مراقبت انتخاب نکنیم.
*همه افراد خانواده باید دستهایشان  را مرتب با آب و صابون بشویند یا با الکل تمیز کنند.خصوصا اگر با بیمار ملاقات کردند یا به دستشویی مشترک رفتند.
*همه افراد از لوازم شخصی خود مثل حوله استفاده کنند و حتی الامکان از دستمال کاغذی برای خشک کردن دستها استفاده شود.
اگر فرد مراقبت کننده از بیمار هستید
*از تماس رو به رو بپرهیزید.
  *بعد  از هر تماس با بیمار یا دستمال هایش یا لوازمش دستهایتان را مرتب با آب و صابون بشویید
*در موقع خروج از منزل ماسک بزنید.

راستش ضرورتی نبود این مورد آخر رو بگم ولی برخی دوستان براشون سوالی پیش اومد در این باره برای تکمیل شدن موضوع این مورد هم اضافه می شود.

چرا آنفلوانرای A  جدید را ابتدا آنفلوانزای خوکی نامیدند ؟
در آزمایشات اولیه متوجه شدند که آنفلوانزای جدید از نظر ژنی مشابه آنفلوانزای خوکی است لذا آنرا آنفلوانزای خوکی نامیدند اما در آزمایشات تکمیلی مشخص گردید که از نظر ژنی تفاوت های زیادی با آنفلوانزای خوکی دارد و علاوه بر ژنهای آنفلوانزای خوکی ژنهایی از آنفلوانزای پرندگان و آنفلوانزای انسانی نیز در آنفلوانزای جدید وجود دارد و در حقیقت ویروس جدید نو ترکیبی از سه یا چهار ویروس آنفلوانزا می باشد لذا به توصیه سازمان جهانی بهداشت  آنفلوانزای خوکی به نام آنفلوانزای A  جدید یا آنفلوانزای A(H1N1) نامیده شد .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 17:6  توسط من  | 

بعد مدتها.........

سلام دوست جونیام خوبین؟خوش میگذره؟با درسا ؟من که دوری از خونه و خونواده بد جور اذیتم می کنه.درسام که خیلی سختن.پیشاپیش عید قربان و عید  غدیر مبارک باشه .شاید نتونم به این زودی ها بیام.دعام کنین زود زود بیام خونمون.دوستون دارم دلم برا همتون می تنگه.از همه ی دوست جونیام معذرت میخوام که نمی تونم به وبشون سر بزنم .واقعا شرمنده.هر دو هفته میام خونه اونم چهارشنبه میام جمعه عصری میرم الان هم دارم وسایلامو جم میکنم واسه یکی دو ساعت بعد بلیط دارم . فعلا بای.

زندگیتان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 16:52  توسط من  | 

سلام دوستان فردا دارم میام خونه دلم واسه همتون تنگیده ایشاللا میام همه چی دانشگاهمونو ریز به ریز  میگم.خیلی خوشحالم هورااااااااااااااااااااااااااااا.مامان بابا دوست دارم سرمو رو شونت میذارم شکر خدای مهربون مامانو بابای خوب دارم.

دوست جونیام اگه تونستین تا پنج شنبه جواب این سوالارو واسم تو قسمت نظرات بذارین.اگه بشه ممنون میشم.

 

 چرا اسمان به رنگ ابی و در روز های ابری به رنگ سفید و در طلوع و غروب خورشید به رنگ قرمز است؟

سیاه چاله چیست؟

چگالی هوا چقدر است؟و جرم هوای یک کلاس را حساب کنین.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 15:54  توسط من  | 

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

سلام

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ممنون خدا جونم

هزاران مرتبه شکرت

خیلی خوشحالم

نمی گم چی قبول شدم ولی بدونین به چیزی که آرزوشو داشتم رسیدم.

فهلن خدافظ.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 17:17  توسط من  |